مرتضى راوندى
103
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مقابلش گذاشتند ، كسائى سر و دست هردو را بوسيد و قسم داد كه ديگر چنين كارى نكنند ، رشيد به جايگاه خود برگشت و به حاضران گفت ، چهكسى گرامىترين خادمان را دارد ، گفتند : امير المومنين اعزه الله گفت نه ، او كسائى است كه امين و مامون وى را خدمت كنند ، و قصّه را برايشان نقل كرد . . . « 1 » » سرگذشت كاغذ و كتاب نوشتن كتاب در روزگاران گذشته و در سرزمينهاى جهان ، نخست بر روى اشياء مختلف مانند : سنگ ، چوب ، گل پخته و خام ، فلزات ، برگ درختان ، پارچه ، پوست و جز اينها صورت مىگرفت ، ولى پس از اينكه كاغذسازى معمول گرديد ، بشر آسانترين وسيله ثبت انديشههاى خويش را بهدست آورد . ابوريحان در كتاب ماللهند ، مىنويسد كه اقوام هند جنوبى از درختى كه برگش پهن و ضخيم است ، در نوشتن استفاده مىكنند و براى اتصال اوراق آن ، نخى را از ته آن برگها مىگذرانند ، هنوز هندوان و بهخصوص « تاميل » زبانان در نوشتن كتب مذهبى خود اين برگها را به كار مىبرند . نامهيى كه پادشاه هند به انوشيروان بر پوست درخت نوشته بوده است و مسعودى در مروج الذهب بدان اشاره مىكند ، بر روى همين برگها مكتوب بود . از ايران پيش از اسلام ، آثار نوشتههايى بر روى سنگ و گل پخته اكنون فراوان موجود است و در روايات نوشته شده است كه نسكهاى اوستا را بر روى 12000 پوست گاو نوشته بودهاند ، از اين اشاره نتيجه مىگيريم كه كتب را بر روى پوست مىنوشتهاند ولى هنوز اطلاعاتى در دست نداريم كه آيا در سرزمين ايران پاپيروس نيز مورد استفاده بوده است يا نه ؟ سابقه تاريخى كاغذ در شرق ، دراز است ، چينيان نخستين سازندگان كاغذ ، و از آن سرزمين كاغذ به فرنگ رفته است . در ميان مصريان ، پاپيروس رواج داشت و كمكم دامنهء استعمال آن به ملل ديگر نيز كشيده شد . جهشيارى در كتاب الوزراء و الكتاب نوشته است كه ايرانيها بر پوست كلفت و نازك نمىنوشتند و مىگفتند كه ما جز آنچه در مملكت خودمان بدست مىآيد ، بر چيزى ديگر كتابت نمىكنيم . كاغذ از راه ايران به سوى مغرب رفت و مسلمانان سوداگران كاغذهاى ساخت چين بودهاند ، ظاهرا پس از آنكه عربها سمرقند را در سال 87 هجرى فتح كردند با صنعت كاغذسازى در آن شهر آشنا شدند و از آنجا كاغذ را با خود به سوى مغرب آوردند ، كاغذ سمرقندى ، قرون متمادى معروف و در ميان انواع ديگر كاغذها ممتاز بوده
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 111